سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

149

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

گمارده بود و او راهى مصر شد تا به قلزم رسيد ، معاويه كسى را نزد ارباب قلزم فرستاد تا اشتر را بكشد هنگامى كه اشتر در آنجا فرود آمد وى شربت عسلى را ( كه با زهر آميخته بود ) به وى داد و او آشاميد و بدرود زندگى گفت ، وقتى كه خبر به معاويه رسيد به يارانش گفت : خدا سپاهيانى از عسل دارد ! آنگاه على ( ع ) محمد بن ابى بكر را به حكومت مصر گماشت محمد راهى آنجا شد ، معاويه ، عمرو بن عاص را با لشكر انبوهى كه معاوية بن خديج نيز در آن ميان بود به مقابلهء وى گسيل داشت ( 1 ) واقدى مىگويد : على ( ع ) محمد بن ابى بكر را بعد از مالك اشتر به حكومت مصر تعيين كرد و چون با سپاهيان معاويه روبرو شد ، محمد از مركب پياده شد و به مبارزه پرداخت ، يارانش از اطراف او پراكنده شدند ، او به خرابه‌اى پناه برد او را گرفتند و نزد معاوية بن خديج آوردند در حالى كه روزه‌دار و تشنه بود ، معاويه از دادن آب به او جلوگيرى كرد و او - خطاب به معاويه - گفت : اى پسر زن جولايى يهودى خدا رويت را سياه كند ! معاويه او را كشت و پيكر او را داخل لاشهء الاغى قرار داد سپس به آتش سوزاند ، وقتى كه اين خبر به عايشه رسيد ، بشدّت گريه كرد و همواره در نمازش به معاويه و عمرو عاص نفرين مىكرد و چون اين خبر به امّ حبيبه خواهر معاوية بن ابى سفيان رسيد كه محمد را كشته‌اند و بدن او را سوزانده‌اند ، او گوسفند شاخدارى ( قوچى ) را بريان كرد و براى دلخوشى عايشه به كشته شدن محمد در برابر خون عثمان فرستاد ، عايشه گفت : خدا دختر آن زن بدكاره را بكشد ! به خدا سوگند كه من هرگز گوشت بريان نخواهم خورد ! ( 2 ) وقتى كه خبر شهادت محمد بن ابى بكر به على ( ع ) رسيد ، در غم او گريست و اظهار تأسّف كرد و كشندهء او را لعن و نفرين نمود . ( 3 ) سال سى و نه فرا رسيد ، در اين سال بود كه معاويه سپاهيانش را به جانب عراق گسيل داشت و خود نيز راهى عراق شد تا به دجله رسيد و از آنجا برگشت . ( 4 ) سال چهل فرا رسيد ، در اين سال عبد اللّه بن عباس با اموال زيادى از بصره راهى مكه شد . بعضى گفته‌اند كه وى همچنان در بصره بود تا اين كه على ( ع ) كشته شد و حسن ( ع ) با معاويه صلح كرد ، آن وقت بود كه وى به مكه رفت ولى قول اوّل مشهورتر است - به دلايلى كه پس از اين گفته خواهد شد - و آن كه در وقت صلح حسن ( ع ) و معاويه حضور داشت